تبلیغات


ستاره 133: برف

دیروز که همه ادارات دولتی با دو ساعت تاخیر شروع به کار کردن ما طبق معمول به خاطر نوع خدماتی که ارائه میدیم باید 7:30 حضور می یافتیم، ولی خیلی خوش گذشت، همش پشت پنجره بودیم و کمی هم بسمت هم برف پرتاب کردیم، بعد از ظهر اما زودتر تعطیل شدیم، به همسر زنگ زدم گفتم زود بیاد بریم خونه آماده بشم  برای عکسبرداری در برف

خلاصه همسر که بابت جمعه و دلخوری من جشمش ترسیده بود دیگه عذر و بهانه نیاورد، رفتیم خونه لباسامونو عوض کردیم و راهی پارک شدیم، خیلی حال و هوای خوبی بود، همه خوشحال بودن، کلی عکس گرفت هرچند طبق معمول از اون همه عکس چندتاییش رو بیشتر نپسندیدم، کلا روش عکس گرفتن همسر رو دوست ندارم

برگشتنه بخاطر سر بودن سنگ فرش پیاده رو من از توی خیابون می اومدم و همسر از پیاده رو، سه تا دختر که متوجه نشده بودن ما با همیم (که نباید هم میشدن، نه حرفی، نه نگاهی!) تو دستاشون گوله برفی آماده کرده بودن و وقتی همسر از جلوشون رد شد سه تایی برفها رو پرت کردن به همسر، باید غیرتی میشدم از حرکتشون اما خنده اجازه نداد، همسر هم مثل آدم آهنی بدون کوچکترین واکنشی از کنارشون رد شد، آخه خیلی از پرتاب برف خوشش نمیاد! دلم سوخت براشون

اینم منظره دیروز صبح در مسیر اداره





منبع این نوشته : منبع